باید می دانستم، که اینجا "امن" نیست! باید می فهمیدمش، همان موقع که "علائی" گفت و من نفهمیدم؛ گیرم بهانه های ما یکی نبود و نباشد اصلنی شاید. باید می دانستم برای هیچ کس و کارش مهم نیست آنهمه خاطره ای که توی چاردیواریش داشتم، دارم؛ که به هیچ جایش نیست گندی که به تمام قاب های آویزان از دیوارهای سفید آرامش، دنیای آرامم زده!

این آخرین پست من است در سرزمین جفنگ "بلاگفا" و پسش، کوچ بی درنگم است به دنیای چیزهایی که کمش فقط "فیلتر" شده اند و صاحبانش هنوز "احترام" را می فهمند اما. و تو، همسایه ی جان من در همه ی این سال ها، کاش فراموشم نکنی و با من باشی، خوب و نزدیک، مثل همه ی روزهای عزیزی که گذشت و از "سرور"های منحوس این بلاگستان نکبتی پاک شد و از حافظه ی من نه اما... .

 

پی نوشت ۱: میخوانمتان، بدون تردید و با لذت و افتخار.

پی نوشت ۲: اگر دوست می داشتید و حوصله، اینجاها ساده پیدایم کنید:

فیس بوک: facebook.com/mirsanjari.arash

اینستاگرام: arashmirsanjari

بلاگسپات: ey-nazdik.blogspot.ae

ایمیل: mirsanjari.arash@gmail.com